هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زنده گی نشستم
درباره من
( ویرایش جدید، لطفا مطالعه بفرمایید )
من با شمایی که این جا را می خوانید متفاوتم. این تفاوت، از دیدگاه ِ من و شما نسبت به تمام امور ِ نشات گرفته است و سطح این تفاوت می تواند از کم تا زیاد متغیر باشد. شما مرا آن گونه که هستم بخوانید و سعی در قضاوت کردنم نداشته باشید و اگر نوشته هایم برایتان خوشایند و یا ناخوشایند بود در جریانم بگذارید و نقدم بکنید. نقد و نقادی را استوانه ی تمدن سازی نام نهاده اند، پس من از هر انتقادی استقبال می کنم. این کار می تواند یک تمرین ِ خوب باشد برای من و شما تا همدیگر را با تمام تفاوت ها بپذیریم و بتوانیم از طریق گفتگو از اصطکاک در روابطمان بکاهیم.
ادامه...
گاهی باید به اطراف بنگریم و آنچه را که برایمان بافته اند! را از همان مَنظر ِ همیشگی نبینیم. از تغییر نترسیم و مطلق نگر نباشیم. به خودِ خودمان بها بدهیم وگرنه ...
شوخی نوشت (ایهام، استعاره و در کل همه ی آرایه های ادبی توی همین تک جمله متبلور شده!):
عـــــــــــــــآغــــــــــــــــآ سوتی دادیم لالیگایی!واویلا به چه کسی هم سوتی دادیما! مدیونی فکر کنین فرند بوده منظورمان وچشمی به ولنتاین داشتیما نوووووووووچ! منظورمان فرزند بود!بعله! مامان به این جوونی داشتی تا حالا فرزندم! حالا جمله اش درست شد!
اتفاقن پیش خوب کسی سوتی دادی آخه من دهنم چفت و بست داره این هوااااااا مامان به جوونی و پیری نیست، به جذبه است که بحمدالله شما فاقد آنید ;)
عــــــــــــــــآغــــــــــــــــآ ما در دولت پسرک وزیر بهداشت شدیم!شما به درد وزارت فرهنگ و طرب می خورینا !وزارت ورزش هم خالیست بدو تا تموم نشده عاغا! مصالح عمومی کشور را چه به ما عاغا!ما رئیس جمهوریم مگه نعوذبالله!آیکون پشت دست گاز گرفتن! شما ازمصالح خودوتون بگین ما می شنویم بعله!
اته بار دیگه فقط اته بار دیگه می لهجه جا شوخی هاکنی من دومه و ته شیر فهم شددددددددددددددددددد؟ چرا ادمو تو موقعیتی قرار میدی بره رو ورژن لهجه ش خوب خوشت میاد کردی واست حرف بزنم... خانی مانی کانی
یا خدااااااااااااا بابا شما دیگه باید منو از خودتون بدونید :) آره خوشم میاد... بگو بخندیم D:
الییییی تو دیگه چرا؟؟؟!!!! نیستم و از این بابت خدارو شاکرم!!! شاکرم که سختیهای زیادی کشیدم... شاکرم چون در حقم اجحاف های زیادی شده... شاکرم چون باز باید بشینم تا ببینم فرصت ماها میرسد برای زندگی کردن...!
خیلی وقتا خیلی چزا رو از منظر همیشگی نمیبینم و بخاطر همین از یه جورایی طرز فکر و رفتارم و دیدم نسبت به هرکسی متفاوت هس...در برابر عده ایی هیچگونه تواضعی ندارم و بلکه برا خودم پپسیم بازم میکنم...در قبال این رفتار هر چی هم بشنوم برام مهم نیس چون اون دسته از افراد برام ارزش ندارن... اگه ما برای خودمودمون ارزش قائل نباشیم و به خودمون بها ندیم هیچ احدی برامون ارزش قائل نمیشه...البته به شرطی که این بها و ارزش دادن به خودمون موجب تکبر و فخر فروشی نشه...
باهاتون موافقم. ارزش قائل شدن برای خویشتن ِ خویشه که نمیذاره احساس تهی بودن کنیم چون اون کسی میشیم که خودمون میخوایم و نه کسی که مقبول طبع ِ دیگران باشه.
شوخی جانم تعداد ِ کامنت های ِ وبلاگت زیاد شده ما را در شعف ِ خودت شریک بدان..اما بدان و آگاه باش کسی که تو را از روزهای ِ نخست همراهی کرده است "فاطیما" بوده و بس...
بله دوستان خوبی پیدا کردم که همشونو دوست دارم و بهشون احترام میذارم و البته تو به عنوان اولینا جایگاه ویژه ای پیش من داری فاطیما جان :)
سلام این عکسه منو یاد پدربزرگ مرحومم انداخت.آخه پدربزرگ من یک باغ بزرگ و پر درخت داشت.بعد جلوی این باغ یک دیوار آجری چیده بود و یک در قرمز هم وسط این دیوار بود باغه از سه طرف دیگه باز بود و دیوار نداشت.ولی این پدربزرگ مرحوم ما خیلی مقید بود که حتما وقتی کسی تو باغ نیست این دره قفل باشه!! ولی من شخصا رو لجم هیچ وقت از در باغ نمیرفتم تو!!بسکه لجباز بودم جلوی چشم بابا بزرگه میرفتم از اطراف که در و دیوار نداشت میرفتم تو باغ!خدا ببخشه منو چقدر حرص میخورد پیرمرد بیچاره!
سلام خیلی جالب بود :) ولی شما هم چه آتیشی میسوزوندین ها ...
عکس بسیار زیبایی است و جملات همچنین .......عین این عکس تو زندگیمون اتفاق می افتد بدون که بفهمیم......... انقدر غرق جزییات میشیم که چیزهای خیلی واضح دور برمون رو نمی بینیم ........ کجایند مردان ؟؟ حالا بی ادعا یا با ادعاش خیلی فرقی نمی کنه !!!!! اصلا هم این ماچه زورکی نیست .........
متوجه شدم شهامت هم اشاره به همین گفتهاتون بود.جوردیگرهم نگاه میکنندولی متاسفانه بااین خفقان موجودوفشارهای همه جانبه توروندقضیه چقدمیتونه موثرباشه شوخیا؟؟؟+بعضیهاهم دلشون ماچ زورکی میخاد
عکس بسیار زیبایی هست این عکس رو خیلی دوس دارم و تو آرشیوم نگهش داشتم . کیارستمی نبوغ هنری خودشو تو این عکس واقعا نشون داده آخر قصه را بردار و با خودت ببر همان یکی بود و یکی نبود همان گنبد کبود را برای من بگذار در فکر شروعی دوباره ام من بودم و هنوز کس دیگری نبود + ++شوخی ؟؟ واسه چی رفتی زیر یه خم این گورخرای بخت برگشته ؟ولشون کن بزار با فراغ خاطر به امور خاک بر سری گورخرمنشانه شون برسن .خدا رو خوش نمیاد اینقد زاغ سیاشونو چوب میزنی
اعتراف میکنم نمیدونستم این عکس مالِ عباسه! از این تریبون به خاطر این آگاهی سازی تشکر میکنم... + ++ گور خر چون گور خر بیند خوشش آید (مدیونید اگه فک کنید منظورم خودم بوده، منظورم این جفت گور خر عاشق بوده و لاغیر)
بله درسته.ولی این کی وچی بافته اند!نقش بسزایی ایفامیکنه.به نظرم بایدروی افکارواعمال متمرکزشدودرآنهاتغییربه وجودبیاریم که این خودیه پروسه ی می طلبه،شهامت خیلی مهمه چون زیربنای اراده وتصمیمه.
بافته اند، یعنی مجموعه ای از حقایق و دروغارو به خوردمون داده اند و به ما هم امر کرده اند که نباید جیک بزنیم! و جنبه ی تقدس به همه چی داده اند و القا کرده اند که غیر از راه آنها رفتن گناهی است بس عظیم...
عـــــــــــــــآغــــــــــــــــآ سوتی دادیم لالیگایی!واویلا به چه کسی هم سوتی دادیما!
مدیونی فکر کنین فرند بوده منظورمان وچشمی به ولنتاین داشتیما نوووووووووچ!
منظورمان فرزند بود!بعله!
مامان به این جوونی داشتی تا حالا فرزندم!
حالا جمله اش درست شد!
اتفاقن پیش خوب کسی سوتی دادی آخه من دهنم چفت و بست داره این هوااااااا
مامان به جوونی و پیری نیست، به جذبه است که بحمدالله شما فاقد آنید ;)
عـــــــــــــــــآغـــــــــــــــآ جنس مصالح شما مگه چیه؟هان؟ما سکرتری خوبی هستیما!
به ما اعتماد کن فرندم!
مامان به این جوونی داشتی تا حالا:دی
به " فرند"ت نگاه کنم یا "مامان" گفتنتو باور کنم؟!
شاید منظورت فرزند باشه! نه؟!
تی فدا وارش جان
)
( آیکن سوزوندن دل شوخی
ظرفیت داشته باش الی D:
دینگ دینگ..

آره تو هم متوجه شدی؟؟
مدتیه زودتر از ۳ - ۴ خوابم نمیبره..
شب زنده داری شدیم واسه خودمون..
به باشگاه شب زنده داران خوش آمدین...
عــــــــــــــــآغــــــــــــــــآ ما در دولت پسرک وزیر بهداشت شدیم!شما به درد وزارت فرهنگ و طرب می خورینا !وزارت ورزش هم خالیست بدو تا تموم نشده عاغا!
مصالح عمومی کشور را چه به ما عاغا!ما رئیس جمهوریم مگه نعوذبالله!آیکون پشت دست گاز گرفتن!
شما ازمصالح خودوتون بگین ما می شنویم بعله!
مصالح ِ ما سکرته جانم!
ساعتو داشته باشی! شما هم بیخواب شدینا ...
سلام بابا خسته شدیم از بس این عکسو دیدیم. یه چیز جدید بزار..
راستش یه سوال فنی:
رمز موفقیت شما در بدست آوردن این همه مخاطب چی بوده؟
سلام. پس باید بهتون بگم که خسته نیاشید ;) چشم میذارم...
خدارو خوش میاد منو مسخره می کنید؟!
دینگ دینگ..

کی گفته شما کم داری؟؟
شما تاج سری..
این الناز کیه؟؟
من میخوامش..
الی جان مِن تِرِ خاممِه..
شما لطف دارین...
بیاید دیگه من باعث و بانی خیر شدم و دو هم استانی رو با هم آشنا کردم :)
الی طرفدارات صف کشیدن بیا...
اته بار دیگه فقط اته بار دیگه می لهجه جا شوخی هاکنی من دومه و ته
شیر فهم شددددددددددددددددددد؟
چرا ادمو تو موقعیتی قرار میدی بره رو ورژن لهجه ش خوب
خوشت میاد کردی واست حرف بزنم...
خانی مانی کانی
یا خدااااااااااااا
بابا شما دیگه باید منو از خودتون بدونید :)
آره خوشم میاد... بگو بخندیم D:
از همون اولش خودم می دونستمممممممممم
اگه اینجا داشته باشه...
من می دونم دیگه سال دیگه دکتری پیش خودمون قبولی
و ِلَ کن...
یعنی تو سهمیه ایی هستی اره شوخی اره؟
الییییی تو دیگه چرا؟؟؟!!!!
نیستم و از این بابت خدارو شاکرم!!! شاکرم که سختیهای زیادی کشیدم... شاکرم چون در حقم اجحاف های زیادی شده... شاکرم چون باز باید بشینم تا ببینم فرصت ماها میرسد برای زندگی کردن...!
تو چه جوری با این آی کیوت دو مقطع سراسریخوندی؟ نکنه سهمیه ایی بودی هاااا؟


ر.ک به جواب کامنت دومت تو وبلاگ دومم
:)) چه گیری دادی به این سهمیه ای ها! ببخشید به ما سهمیه ای ها ;)
حاجی یه تکون. . .
یه تکون همراه میشه با یه قر و قس علیهذا...
بوسه با اکراه شیرین تر از آغوش رضاست
گاه جای اختیار اجبار باشد بهتر است ...
عکس خیلی قشنگه
خیلی...
پس بگین، برای همینه که این گورخرها هم به این فلسفه روی آوردن
شاید به این خاطر که گاه این اجبار سلب مسئولیت میکند!
زیباست :)
عکس دومیه رو دوست داشتم
قشنگه :)
امیدوارم که راست گفته باشی
حالا یه ذره خالی بندی به کجای این دنیا بر میخوره؟
حقیقت داشت فاطیما :)
خیلی وقتا خیلی چزا رو از منظر همیشگی نمیبینم و بخاطر همین از یه جورایی طرز فکر و رفتارم و دیدم نسبت به هرکسی متفاوت هس...در برابر عده ایی هیچگونه تواضعی ندارم و بلکه برا خودم پپسیم بازم میکنم...در قبال این رفتار هر چی هم بشنوم برام مهم نیس چون اون دسته از افراد برام ارزش ندارن...
اگه ما برای خودمودمون ارزش قائل نباشیم و به خودمون بها ندیم هیچ احدی برامون ارزش قائل نمیشه...البته به شرطی که این بها و ارزش دادن به خودمون موجب تکبر و فخر فروشی نشه...
باهاتون موافقم. ارزش قائل شدن برای خویشتن ِ خویشه که نمیذاره احساس تهی بودن کنیم چون اون کسی میشیم که خودمون میخوایم و نه کسی که مقبول طبع ِ دیگران باشه.
آرایه ادبی بلدن مگه شوخ شبا عایا؟
+دیگران چی بافتن واسمون؟!روزگاری شده ها!
عکس1:بعله!
عکس2:گورخرها هم عاشق می شوند؟!
آرایه ی ادبی رو به عنوان شام هر شب مصرف می کنند ایشان...
صرفِ بافتن مدنظره و نه چی و کجا!
بععله...
می شوند.
اون بالاییه واسه چیه؟؟!!!
وصف حال ماست
درهای کهنه ای که به هیج می رسند
به هیچ رسیدن و جالب آنکه آنرا هیچ ندانستن!
شوخی جانم تعداد ِ کامنت های ِ وبلاگت زیاد شده ما را در شعف ِ خودت شریک بدان..اما بدان و آگاه باش کسی که تو را از روزهای ِ نخست همراهی کرده است "فاطیما" بوده و بس...
بله دوستان خوبی پیدا کردم که همشونو دوست دارم و بهشون احترام میذارم و البته تو به عنوان اولینا جایگاه ویژه ای پیش من داری فاطیما جان :)
سلام
این عکسه منو یاد پدربزرگ مرحومم انداخت.آخه پدربزرگ من یک باغ بزرگ و پر درخت داشت.بعد جلوی این باغ یک دیوار آجری چیده بود و یک در قرمز هم وسط این دیوار بود باغه از سه طرف دیگه باز بود و دیوار نداشت.ولی این پدربزرگ مرحوم ما خیلی مقید بود که حتما وقتی کسی تو باغ نیست این دره قفل باشه!!
ولی من شخصا رو لجم هیچ وقت از در باغ نمیرفتم تو!!بسکه لجباز بودم جلوی چشم بابا بزرگه میرفتم از اطراف که در و دیوار نداشت میرفتم تو باغ!خدا ببخشه منو چقدر حرص میخورد پیرمرد بیچاره!
سلام
خیلی جالب بود :)
ولی شما هم چه آتیشی میسوزوندین ها ...
به این میگن ماچ خرکی...
ماچ ِ گور ِ خرکی عنوان ِ پیشنهادی!
عکس بسیار زیبایی است و جملات همچنین .......عین این عکس تو زندگیمون اتفاق می افتد بدون که بفهمیم.........
انقدر غرق جزییات میشیم که چیزهای خیلی واضح دور برمون رو نمی بینیم ........
کجایند مردان ؟؟ حالا بی ادعا یا با ادعاش خیلی فرقی نمی کنه !!!!!
اصلا هم این ماچه زورکی نیست .........
بله متاسفانه اسیر دیوارهای خود ساخته ایم...
کم لطفی نکنید دیگه ;)
ادامه ی ماچ ِ زورکیه...
مزحه اللیل العزیز
تغییر! Change یا veranderen
شعار جدید ستاد انتخاباتی رئیس جمهور ابنک الزیادی
و معاون اول مزحه اللیل
ما به همان وزیر صنعت، معدن، تجارت و شهرسازی قانعیم
داداش مزاحم این بدبخت ها هم نشو بذار به کارشون برسن. گناه دارن این دو گورخر عاشق
مزحه اللیل :))
شعار قدیمی مورد تایید نیست جانم!
ما در راستای کارشون درایم خدمات دهی میکنیم...
متوجه شدم شهامت هم اشاره به همین گفتهاتون بود.جوردیگرهم نگاه میکنندولی متاسفانه بااین خفقان موجودوفشارهای همه جانبه توروندقضیه چقدمیتونه موثرباشه شوخیا؟؟؟+بعضیهاهم دلشون ماچ زورکی میخاد
بگذارید بگویم نمیدانم...
+ همیشه حق با مشتریست!
حاضر..
همینجا وایسید برم دفتر حضور غیاب رو بیارم ... D:
عکس بسیار زیبایی هست این عکس رو خیلی دوس دارم و تو آرشیوم نگهش داشتم . کیارستمی نبوغ هنری خودشو تو این عکس واقعا نشون داده
آخر قصه را بردار و با خودت ببر
همان یکی بود و یکی نبود
همان گنبد کبود
را برای من بگذار
در فکر شروعی دوباره ام
من بودم و هنوز کس دیگری نبود
+
++شوخی ؟؟ واسه چی رفتی زیر یه خم این گورخرای بخت برگشته ؟ولشون کن بزار با فراغ خاطر به امور خاک بر سری گورخرمنشانه شون برسن .خدا رو خوش نمیاد اینقد زاغ سیاشونو چوب میزنی
اعتراف میکنم نمیدونستم این عکس مالِ عباسه! از این تریبون به خاطر این آگاهی سازی تشکر میکنم...
+
++ گور خر چون گور خر بیند خوشش آید (مدیونید اگه فک کنید منظورم خودم بوده، منظورم این جفت گور خر عاشق بوده و لاغیر)
...
من هم ...
گور خرم نشدیم یکی بیاد اولش زوری بعدش با رضایت ببوسدمون!!!!
گور ِ خرتیم!!!
البته با رعایت کامل موازین شرعی و البت گورخری برادرانه...
بله درسته.ولی این کی وچی بافته اند!نقش بسزایی ایفامیکنه.به نظرم بایدروی افکارواعمال متمرکزشدودرآنهاتغییربه وجودبیاریم که این خودیه پروسه ی می طلبه،شهامت خیلی مهمه چون زیربنای اراده وتصمیمه.
بافته اند، یعنی مجموعه ای از حقایق و دروغارو به خوردمون داده اند و به ما هم امر کرده اند که نباید جیک بزنیم! و جنبه ی تقدس به همه چی داده اند و القا کرده اند که غیر از راه آنها رفتن گناهی است بس عظیم...
از این ماچ ها میخوام
شاید بشه توو یه سفر به آفریقا جورش کنی... ;)
وای از روزی که بدونِ فکر بیوفتیم دنبال ِ راهی که بقیه رفتند...
وای از آن روز!
عجب عبارت نغزیییی بودددد
عکس دومیت تو حلق همین زرافههههه
کاش فقط یه عبارت نمونه...
زرافه؟!
بله! درست میفرمایید مراقب عینکایی که میزنیم به چشممون بایدبود
شوخی آخه اون کجاش زورکی بود ! دقت کن از چشاش داره خواستن میباره
و حتی عینکایی که به چشممون " میزنن" هم !
ادامه اش بود خانوم مهندس، اولش زورکی و بعد رضایت... شاید داستانی آشنا!!!
وگرنه ... چیزیو ک من تجربه کردم شما هم تجربه میکنین.. :(
با کمی اغماض میشه گفت تجربیات آدما توی اکثر اوقات شبیه همه...
بیگ لایک..
بینگ .... و بنگ!