چند وقت پیش که خونه ی خواهرم اینا نشسته بودم، کنار زیر تلویزیونیشون یه کتابی دیدم به اسم ادبیات معاصر عرب یا شعرای معاصر عرب( یا چیزی توو این مایه ها). برداشتم ببینم چی به چیه که دیدم حوصله خوندنشو ندارم اما وقتی اسم دکتر شفیعی کدکنی رو به عنوان مولف دیدم به خوندنش ترغیب شدم.
مختصر تورقی نمودیم! و روی اسم هایی که بیشتر برام آشنا بود مکث می کردم و می خوندم.
یکی از اون اسم های آشنا، نزار قبانی بود. در موردش به تفصیل سخن گفته شده بود و در این میان جمله ی یک منتقد توجه م رو جلب کرد. این منتقد گفته بود که نزار، "شاعر پستان ها"ست! این نگاه می تونه مغرضانه باشه از این جهت که شعرهای عاشقانه و گاه ارو*تیک نزار قبانی را به تمسخر گرفته بود.
باری... با خودم می اندیشیدم که شاعر شدن هم عالمی دارد، به نظرم باید شاعر بشم اما مطمئنا موفق نخواهم شد(حداقل به اندازه ی نزار قبانی). شاید بپرسید چرا؟! چون مثل اکثر شعرای معاصر هم وطن، به شدت کمبود پستان احساس می شود!
- سبک شعریتون چیه؟
+ پستانیسم.
- چه جالب!
+ شما اگه شاعر بودین سبک شعریتون چی می شد؟
من کلا با نسبت دادن لفظ اروتیک به اشعار و متون ادبی که هنرمندانه و درست نوشته شدند، مشکل دارم. اروتیک در ادبیات ما به اشعار و منظومه های عاشقانه فارغ از جنسیت و تعداد معشوق گفته میشه دقیقا برعکس ادبیات عرب. حتی اشعار حافظ و منظومه های نظامی! یعنی در کل به توصیفات زلف و قد و بالا و خال صورت هم میگن! به نظر من اگر اروتیک رو در معنای سنتی و ریشه لغوی خودش(عاشقانه نویسی) در نظر بگیریم نسبت دادن اروتیک به اشعاری که به توصیف عاشقانه و زیباییهای ظاهری و حتی جنسی معشوق میپردازند قابل قبوله ولی اگر معنای مدرن اروتیک (تن کامه سرایی و تن کامگی) برای این تیپ اشعار استفاده بشه قطعا ارزش هنری و روحی و زیبایی ذاتی اون اثر رو پایین میاره. و مشکل اینجاست که اکثرا اروتیک مدرن رو میشناسن که از نظر ارزش هنری شاید فقط یه پله بالاتر از پورنو نویسی باشه. جالبه که حتی به نوشته های هدایت هم برچسب اروتیک میزنن در حالیکه کتابای هدایت حرف داره هدف داره پشت هر جمله ش کلی تفکر وجود داره! اونوقت الان یه سری افرادی که هیچی از ادبیات و شعر نمیدونن میان چهار خط درباره جذابیتهای ظاهری یه فرد مونث مینویسن و افتخار میکنن که اروتیک نوشتن در حالیکه حداکثر آرایه و ظرافتی که نوشته شون داره دو تا دونه تشبیه و کنایه ست!
من از 8سالگی مینوشتم. سبک کاریم بیشتر شعر نو بود و گاهی هم مثنوی میسرودم!!!!!!! :دی
ولی الان یه چند سالیه که حرفهای معمولی رو هم نمیتونم بنویسم چه برسه به شعر و متن ادبی!
به نظر من حتی هنر هم دچار نسبیت است.
8 سالگی؟! یعنی همین چند سال پیشتون دیگه، آره ؟
این همه خوشکل برای ما توضیح دادین خب شعر و متن ادبیتونو هم با ما به اشتراک بذارید.
راستی، خیلی ممنون از این کامنت، نکات خوب و آموزنده ای برای من داشت.
راستی من اگه شعر بگم غزلیات عاشقانه میگم با کمی چاشنی طنز
گفتی، رو نمیکنی!
من چن تا شعر از نزار قبانی خوندم بسیار هم پسندیدم اما اثری از پستان توش نبود ینی عاشقانه بود اما اروتیک نبود . نمیدونستم شاعر این سبکه!
حتما بعله رو میگه.
شوخی فک کن رفتی خواستگاری بعد والده مکرمه با افتخار میگه پسرم شاعر هم هست علاوه بر هنرای دیگه ش . بعد عروس خانوم که خیلی هم به ادبیات علاقه داره ( لابد) در حالیکه خیلی هیجان زده شده می پرسه به چه سبکی شعر می سرایید اونوخ شما بر میگردی میگی پستانیسم
حالا یه تست کن شعری بسرا ببینیم چن مرده حلاجی. . .
همین که تو پسندیدی برای ما حکم قهرمانی رو داره ( به هر دلیل!)

یعنی آترا خدای تعریف از دیگرانیااااا ( ... علاوه بر هنرای دیگه ش)
تستم نمیاد لامصب...
دلیل هم ذکر شد در متن به نظرم!
من مرد ستیز نیستم اما حس فمینیستى م باعث شد ازبی پستت کمى ناراحت بشم...
سیمون دوبوار هم از "شوخی" گریزان بود
یعنی تا این حد!
+ دوستان در پرده می گویم سخن...
من از اینا که گفتین که سردرنیاوردم
ولی یه وبلاگ پیدا کردم که خودم شعراشو دوس دارم. http://nice-poem.persianblog.ir
شما هم سر بزنید.
برای فهمیدنش باید ریاضت ها کشیده باشی
باشه چشم، ممنون
مسألةٌ :
آقا ما متوجه نشدیم سبک شعریِ خودتون چی می شد اگه شاعر بودید؟؟؟
ما و نزار قبانی نداره
خنده بر هر درد بی درمان دواست...